تبلیغات
رونوشت های میثم عبداللهی
رونوشت های میثم عبداللهی
چهارشنبه 13 تیر 1386

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

ببخشید چند وقتی نبودم گرفتاری زندگیه دیگه . امروز گفتم یه تنوعی تو پست هام بدن و چند تا

لطیفه و فیلم قشنگ براتون بزارم. امیدوارم بتونم با این چند تا چیز یه کمی شما را بخندونم.

برای دیدن لصیفه ها روی ادامه مصلب کلیک کنید.

در ضمن نظر یادتون نره ها. Smiley

این هم چند تا چوک جدید و قشنگ ؛ امیدوارم خوشتون بیاد.

 اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام میدن یا نه Smiley

 به یکی گفتند وجه تشابه ژیان و پیژامه چیه ؟ گفت با هیچکدوم تا سر کوچه هم نمیشه رفت Smiley

غضنفر با هواپیما میاد تهران ؛ تو فرودگاه به رفیقش میگه : اگه میدونستم این قدر نزدیکه با ماشین میومدم.

 ترکه تو خواب از 2-3 نفر بدجور کتک میخوره فردا شب با بچه محلاش میخوابد.  Smiley

 به ترکه میگن: نفت طلای سیاه است.  ترکه فردا یه 5 لیتری میاندازد گردنش

 یك سال، یك ماه از محرم گذشته بوده ولی هنوز تو شهر صدای سینه‌زنی میومده. مردم میرن پی

ماجرا، میبینن دسته تركها تو كوچه بن بست گیر كرده!!!

 ترکه عقب عقب راه میرفته، ازش میپرسند: چرا اینجوری راه میری؟ میگه:آخه بچه‌ها میگن از

 پشت شبیه آلن دلونی! Smiley

 یه روز چند تا رفیق میخواستن برن گردش ؛ تهرانیه میگه ماشینش با من ؛ رشتی میگه نهارش

با من ؛ شیرازیه میگه تخمه و چای هم با من ؛ اصفهانیه میگه پس حالا که همتون یه چیز میارین 

منم داداشم را میارم !!!! Smiley

این هم دو تا فیلم جالب و قشنگ .

موضوع مطلب : طنز و لطیفه,
ارسال شده توسط میثم عبداللهی در ساعت 22:37 | نظرت شما ()

درباره ما
منوی اصلی
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
نظرسنجی
نظر شما درباره ی این وبلاگ چیست؟





نویسندگان
صفحات اضافی
ابر برچسب ها
آمار و امكانات
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
تعداد کل نویسندگان :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازید از وبلاگ :